سه شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٩
فهرست اصلی
بخش ویژه فراخوان
بخش همایش‌های برگزار شده
آرشیو ویژه نامه همایش
شخصیت‌های ویژه علمی 1396

 

 

تحلیل معناشناختی، گونه شناختی و هستی شناختی مصلحت

از دیدگاه علامه طباطبایی و جان استوارت میل

مهدی برهان

گروه علمی: کلام

قالب: پایان نامه

 

 

این رساله، با ارائه تحلیلی معناشناختی، گونه¬شناختی و هستی¬شناختی از مصلحت، به بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و جان استوارت میل پرداخته و دیدگاه برگزیده را در این باره نشان داده است.  
مصلحت از نظر علامه یعنی «بودن شیئ بر مقتضای طبیعت اصلی¬، به گونه¬ای که خیر و نفع شایسته بر آن مترتب شود»؛ اما از نظر میلْ، یعنی «بیشترین خوش‌بختی برای بیشترین افراد» به «زیستن تا حد امکان، رها از رنج و تا حد امکان، سرشار از خوشی، هم به لحاظ کمیت، هم به لحاظ کیفیت.» تعریف علامه، مطابق جهان‌بینی توحیدی است؛ نه مصالح تشریعی. تعریف میل نیز نه تنها شامل خدای سبحان و افعالش نیست که به مصالح اخروی هم توجهی ندارد. 
بنابراین، نگارنده، مصلحت را به «تناسب هر امری با مقتضای حقیقت اصلی شیئ»، تعریف می¬کند که جامع مصادیق باشد. 
علامه در گونه¬های مصلحت، به حقیقی و اعتباری، دنیوی و اخروی و تکوینی و تشریعی توجه دارد؛ اما میل، به نوع مطلوبیت، کیفیت و قلمرو خوش¬بختی و مصلحت انسان. 
نگارنده، مصلحت ذاتی و غیری را مبنای تقسیم خود قرار داده است.   
علامه و میل در اینکه مصلحت دارای هستی واقعی است، با هم اشتراک دارند؛ اما علامه مطابق مبانی هستی¬شناسی خود، مصلحت را دارای واقعیتی فلسفی و میل بر اساس تجربه‌گرایی، مصلحت را دارای واقعیتی تجربی می¬داند. از آثار علامه چهار نحوه هستی واقعی خارجی، منحاز از خارج و ذهن، ذهنی و اعتباری برای مصلحت به دست می¬آید و از آثار میل سه نحوه هستی درونی، بیرونی و ذهنی برای مصلحت می‌توان برداشت کرد. 
مطابق دیدگاه برگزیده، مصلحت دارای هستی حقیقی است که گاهی نحوه هستی آن بالفعل و گاهی بالقوه است. 
 
 

 

 

 

 

بازديدکنندگان امروز :116